بازگشت به بلاگ
Strategy

نقشه‌ی راه هوش مصنوعی سازمانی در ۹۰ روز

7 دقیقه مطالعه

روز ۱ تا ۳۰: کشف

گران‌ترین اشتباه در هوش مصنوعی سازمانی، سریع‌ساختنِ چیز اشتباه است. کشف یک تشریفات نیست؛ خودِ کار است.

با ۸ تا ۱۲ ذی‌نفع در واحدهای مختلفِ کسب‌وکار مصاحبه کنید. از هرکدام بپرسید: کدام کار دستی بیش از دو ساعت در هفته وقت می‌گیرد؟ کدام تصمیم را با اطلاعات ناقص می‌گیرید؟ کدام گزارش را آرزو دارید داشته باشید ولی ساختنش گران است؟

نامزدها را روی یک ماتریس ۲×۲ بچینید: اثر (درآمد، هزینه، ریسک) در برابر امکان‌پذیری (کیفیت داده، پیچیدگی یکپارچه‌سازی، محدودیت‌های مقرراتی). ربعِ بالا-راست، اولین sprint شماست.

روز ۳۱ تا ۶۰: نمونه‌ی اولیه و اعتبارسنجی

یک مورد کاربری از ربعِ بالا-راست بردارید. در سه هفته یک نمونه‌ی اولیه بسازید. نمونه لازم نیست در سطح تولید باشد؛ باید توسط کارشناسان حوزه قابل‌آزمون باشد.

یک ارزیابی ساختارمند اجرا کنید: ۱۰۰ پرسش، کارشناس حوزه به هر پاسخ از ۱ تا ۵ امتیاز می‌دهد. پیش از شروع sprint یک آستانه بگذارید (مثلاً میانگین ۴.۰ یا بالاتر). اگر نمونه از آن گذشت، به سمتِ سخت‌سازی برای تولید بروید. اگر نگذشت، ریشه را پیدا کنید (معمولاً کیفیت داده یا راهبرد قطعه‌بندی) و بعد منابع مهندسی را متعهد کنید.

روز ۶۱ تا ۹۰: اولین استقرار تولید

اولین استقرار را به یک تیم ۱۰ تا ۲۰ نفره محدود کنید. این کار شعاع آسیب را کم می‌کند و سریع داده‌ی استفاده‌ی واقعی می‌سازد.

همه‌چیز را اندازه بگیرید: تأخیر، هزینه به ازای هر پرسش، بازخورد مثبت و منفی کاربرها، امتیاز وفاداری از بسترِ خودکار. هفتگی با صاحب کسب‌وکار معیارها را مرور کنید. قطعه‌بندی، راهبرد بازیابی یا رده‌ی مدل را بر اساس آنچه داده نشان می‌دهد تنظیم کنید، نه بر اساس حدس.

در روز ۹۰ یک سامانه‌ی زنده، یک بسترِ ارزیابیِ تنظیم‌شده، و تصویری روشن از اینکه دومین مورد کاربری چه باید باشد دارید. این، پایه‌ی یک نقشه‌ی راهِ ۱۲ماهه‌ی معتبر است.